زنگ خطر برای اوبر (قسمت اول)

صبح روز سیزدهم ژوئن، کارمندان اوبر برای دیدار با رئیس دفتر مرکزی سانفرانسیسکو آرام و قرار نداشتند. آن‌ها در این نشست حضور پیدا کردند تا نتایج تحقیقاتی را که ماه‌ها منتظرش بودند، بشنوند. ماجرا از این قرار بود که در ماه فوریه، مهندس سابق شرکت اوبر در پست وبلاگ مطالبی را افشا کرد. او در پست خود نوشته بود که در محل کار از نظر جنسی و ضعف مدیریت مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. این ادعای جنجال برانگیز سبب شد تا اوبر وکیل مدافع سابق خود ژنرال اریک را استخدام کند. این فرد مدیر بنگاه تجاری قانون است و وظیفه دارد تا اثرات این افشاگری را بر استارت آپ بزرگ دنیا بررسی کند.

اریانا هوفینگتون یکی اعضای هیئت مدیره در این همایش با صدایی حزن آلود و غمگین به کارمندان گفت:« این پروژه همانطور که همه می‌دانید بیشتر از زمانی که ما مدنظر داشتیم، به طول انجامید و دردناک‌تر از آن‌چیزی است که ما فکر می‌کردیم. اما امروز این مسئله به پایان رسید.»

در طول هشت سال گذشته، ارزش جهانی این کمپانی حرفه‌ای عرضه خودروهای اشتراکی نزدیک ۷۰ میلیارد دلار افزایش داشته و در ۷۶ کشور صنعت تاکسی را تغییر داده است.

این کمپانی موفق همچنین به خاطر شایعه یک ستاره، شکایت جمعی وکلا، شورش راننده ها با حاشیه روبرو شده بود. اما در چندماه گذشته اتفاق‌‌های دردناک‌تری رخ داد. افشاگری فوریه که توسط افرادی هدایت شده بود، یکی از سخت‌ترین اتفاق‌ها به حساب می آمد. بسیاری از اینکه اوبر دچار چنین بحرانی شده بود، تعجب کردند. این اتفاقات باعث شد مدیر ارشد اجرایی تراویس کالانیک برای مدتی نامعلوم مرخصی بگیرد و در نقشی کوچک بازگردد. او توضیح داد که در سوگواری مادر تازه درگذشته‌اش به سر می‌برد. هرچند این بهانه‌ای پیش پا افتاده برای یک بنیان گذار بود. کالانیک در پیامی خطاب به هزار و چهارصد کارگر موسسه تجاری گفت:« اگر بخواهیم برای اوبر ۲.۰ کار کنیم. من باید در تراویس ۲.۰ نیز کار کنم تا رهبری شوم که این کمپانی به آن نیاز دارد و لایق شماست.»

اوبر داستان موفق تکنولوژی در عهد خود بود. برخورد آن‌ها با این افشاگری یک زنگ هشدار برای سیلیکون ولی است.

کالانیک کیست؟

اوبر

انبوه موهای خاکستری رنگ کالانیک ۴۰ ساله در یک طرف سرش نشان می دهد سن او از بسیاری از مدیران بلند پرواز سیلیکون ولی بیشتر است. او متولد لس انجلس و تحصیل کرده رشته مهندسی در دانشگاه UCLA است. البته پیش از آنکه تحصیل خود را به پایان برساند،دانشگاه را ترک کرد.

خروج از دانشگاه در سال ۱۹۹۸ به او کمک کرد تا اولین شرکت خود را تاسیس کند. البته بسیاری از کمپانی های موزیک علیه اش اقامه دعوا کردند و به این ترتیب فعالیت سرویس به اشتراک گذاری موسیقی او به پایان رسید. با پایان یافتن آن فعالیت، کالانیک مجبور شد تا موسسه تجاری خود را ورشکسته اعلام کند. او شرکت بعدی خود را کسب و کار تلافی نام گذاشت. قصد داشت تا با به کارگیری یک تکنولوژی خاص از شرکت‌هایی که او را هدف گرفته‌اند، انتقام بگیرد. این شرکت در سال ۲۰۰۷ حدود ۱۸.۷ میلیون دلار فروخته شد.

با شروع سال ۲۰۰۹ کالانیک به همسایگی دره کاسترو سان فرانسیسکو نقل مکان کرد. خانه او در شهر به مرکز کارآفرینی و پاتوق کارشناسان فنی رایانه‌ تبدیل شد. او یک بار در توییتر خود این مرکز را به نام کلیسای سرمایه داری خلاق توصیف کرد. در آن زمان دوستش گرت کمپ ایده ای در مورد درخواست ماشین مجلل شخصی به ذهنش خطور کرد. او یک بار در شهر نتوانست ماشینی بیابد، به این ترتیب فکر کرد می تواند شرکت درخواست ماشین راه اندازی کند.

این ایده به تاکسی اوبر تبدیل شد. اولین بار این سرویس در می ۲۰۱۰ سان فرانسیسکو آغاز به کار کرد و پس از مدتی به خاطر شکایت تاکسیرانی‌ها مجبور شدند نام خود را به اوبر تغییر دهند. به این ترتیب توانستند به عنوان موسسه تاکسیرانی در مکان عمومی تبلیغ کنند. سرویسی که هرزمان چه در باران یا برف و در همه حال در خدمت مسافراست. نادیده گرفتن این قوانین به هرکسی اجازه میدهد تا مسافران را جابه جا و از این راه کسب درآمد کند. این سرویس برای بسیاری از کارمندان جذاب است.اما در بسیاری از شهرها این سرویس ممنوع شد و به حالت تعلیق درآمد. حتی در میان خشم و اعتصاب راننده تاکسی‌ها سرویس اوبر به سرعت گسترش یافت. استفاده از اپلیکیشن اوبر مثل جادو و انقلابی در تکنولوژی بود. اپ را باز کن،دکمه را فشار بده و در کمتر از چند دقیقه راننده شخصی ظاهر می‌شود. مصرف کننده همچنین با اقتصاد به اصطلاح همتا یا نظیر به نظیر(peer to peer) آشنا شد. با توسعه اوبر به نظر می‌رسد دیگر سفر با یک غریبه دیوانگی نیست.

سال ۲۰۱۰ به سالی بدل شد که هرکس می‌توانست با اطرافیان خود شرکتی افتتاح کند. بعد از بحران های مالی و کمبود شرکت‌های تکنولوژی حرفه ای برای سرمایه گذاری، اوبر وارد بازار شد. سرویسی درآمدزا که باعث تغییر دنیا شده بود و همان چیزی بود که سرمایه گذاران به آن احتیاج داشتند. شرکت مدام درحال ارائه سرویس های پر زرق و برق از درخواست هلیکوپتر تا درخواست سگ کوچک بود. برنامه مدیران اجرایی این بود تا نه تنها سرویس را از نظر جهانی گسترش دهند بلکه سرویس هایی دیگر مانند تحویل سریع غذا تا ماشین های بدون راننده را بازسازی کنند. رویکرد کالانیک به صورت شفاف و آشکار سرمایه داری بود.

رویکردهای او به گوگل یا فیس بوک شباهت نداشت. برخی از رفتارها و خصلت های کالانیک به استیو جابز شباهت داشت. البته اگر کارشکنان اجازه می دادند،جهان را کارآمدتر می‌ساخت. شمیت خبرنگار روزنامه ادالت گفت: او جنگجو است. او خلاف دستورالعمل های سازمانی رفتار می کند حتی می‌تواند مخالف هدف خود قدم بردارد چون کالانیک مخالف همه چیز است.»

میدان جنگ اوبر

در ابتدا اشتیاق کالانیک به جنگیدن با ارزش بود. در مقایسه با شرکت‌هایی مانند گوگل، اوبر از همان لحظه اول در شرایط بحرانی و مملو از جنجال قرار داشت. اوی ساوار مدیر اجرایی شتاب دهنده و مرکز خلاقیت دریمیت گفت:« هر فعالیتی که دراین شرکت اتفاق می افتاد شبیه جنگ بود.» جنگیدن اوبر سبب شد تا این شرکت در مقایسه با شرکت های دولتی و متصل به شهرداری در شهرهایی مانند نیویورک موفق شود و به سرعت رشد کند.

استفان بک مدیر شرکت مشاوره گفت: شما یک سیستم باارزش دارید. این سیستم در هر زمان برای شما سودآور و پرمنفعت است اما امکان دارد روزی این سیستم دچار عیب و نقص شود. پس به سرعت پیش روید و قوانین را زیرپا بگذارید.» آرام آرام بسیاری از مشکلات اوبر در معرض عموم قرار گرفت. رانندگان درخصوص طبقه بندی شغلی علیه اوبر شکایت کردند. آن‌ها معتقد بودند باید با انها به مانند کارمندان رسمی رفتار شود. برخی به خاطر حقوق اندک خود شکایت کردند. میان میلیون‌ها خبر، اخبار وحشتناک توهین و بچه دزدی نیز منتشر می‌شد. درون اوبر، مشکلات تبعیض جنسی متنوع وجود داشت و روز به روز وخیم تر می‌شد. این ماجرا در حالی بود که کارکنان اوبر در شرکت‌های فناوری دیگر هم حضور داشتند.

سیلیکون ولی ،با تمام خلاقیت ها و نفوذ اقتصادی خود، به زنان ، رنگین پوست ها و هرکس که نمیتوانست به مدرسه طبقه پاپیتال برود، خوش آمد می‌گفت. پیشتر در بسیاری از استارت اپها مانند اسنپ چت و تیندر با گروه های ذکرشده بدرفتاری میشد. حتی در چنین شرکت‌هایی بررسی‌هایی انجام شد. مانند اینکه در یک استارت آپ زنان دوبرابر مردان کارمیکنند یا از زنان درخواست می‌کنند تا فعالیت‌هایی را انجام دهند که در نظر مردان پیش پا افتاده است و آن ها اعتقاد دارند با مشکل تبعیض جنسی روبرو هستند و حس می‌کنند فرصتهایی برابر مردان ندارند. الن پائو مدیر بخش خلاقیت موسسه کاپور گفت:« فناوری فرهنگ دارد اما این فرهنگ هنوز رشد نکرده است. البته آن فرهنگ از گذشته تا کنون پیشرفت داشته و این مایه افتخار است.»

این زن به خاطر تبعیض جنسیتی علیه اوبر شکایت کرده بود. او همچنین برای برداشتن محدودیت جنسی در اوبر تلاش بسیاری کردو هم اکنون دراین شرکت به عنوان مدیر اجرایی ردیت فرهنگ تساوی را ارتقا می‌دهد. بعد از تجربه کاری الن پائو در اوبر، سوزان فولر مهندس نرم افزار تصمیم گرفت تا در پست جدید وبلاگ خود در فوریه تجربه کاری خود را بنویسد. این پست زلزله‌ای بود که اوبر را دگرگون کرد. در دوهزار و ۹۰۰ کلمه از تجارب خود گفت. در نوشته‌های خود به تجاوز مدیران مرد، سیاست برمبنای تاج و تخت و سازماندهی آشوب و بلوا اشاره کرد در این سازماندهی و سیاست هرکس سعی می‌کند خود را به هر روشی به مقام والا برساند.

کلانیک توییت کرد این رفتارهایی که این زن توصیف کرده بی شرمانه است و قول داد این موضوع را مورد بررسی قرار دهد. او روز بعد شرکت موسسه حقوقی را برای رسیدگی به این مطالبات استخدام کرد. موسس حقوقی وارد کار شد و با هزاران کارمند کنونی و سابق مصاحبه و میلیون ها فایل را بررسی کرد. کالانیک از راننده ها خواست دوربین در ماشین های خود نصب کند. در همین حین شرکت درگیر حاشیه‌هایی مانند دزدی ماشین خودران از گوگل وخودکشی یکی از کارمندان خود شد. بیوه آن کارمند ادعا کرد همسرش به خاطر محیط پرخاشگر کار خودکشی کرد.

برنارد کلمن مدیر یکی از بخش‌ها که در ژانویه به شرکت پیوسته بود وظیفه‌اش مشابه با فعالیتش در کمپین هیلاری کلینتون بود. یک روز او به شوخی گفت آشوب و بی نظمی در این شرکت من را یاد فعالیت‌هایم در کمپین هیلاری کلینتن انداخت. با این فرق که فعالیت های این کمپین روزی به پایان رسید. در همین حین بعد از موسسه حقوقی ، موسسه دیگردر تحقیق جداگانه‌ای ۲۰ کارمند را اخراج کرد. در بررسی‌ها نکاتی بود که نشان می‌داد قوانین بسیاری نقض شده است. حاصل این بررسی ها در ۱۳ صفحه به چاپ رسید. انتشار این گزارش شاید پایان دهنده این فرهنگ مخرب باشد.

زمان ارائه گزارش فرا رسید. اوبر به TIME دستور داد تا ایمیلی از طرف مدیر منابع انسانی، Liane Hornsey، به کارگران ارسال شود. در بخشی از متن این ایمیل این عبارت ذکر شده بود: «کارهای سخت زیادی پیش روی ماست، با اینکه من هرگز اطمینان زیادی به تغییر شرکت ندارم اما در کنار دیگران، می خواهم به جهانیان نشان دهیم چگونه با هم از یک مخمصه رها می‌شویم.»

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *